|
|
|
*در ره عشق که از سیل بلا نیست گذار*** کرده ام خاطر خود را به تمنای تو خوش* |
|
هر تولدی با یه مرگ همراهه و هر اومدنی یه رفتنی داره حالا هم موقع رفتن من رسیده با اینکه وبلاگمو زود به زود اپ نميكردم ولی دیگه نمیتونم بیام و اپش کنم مجبورم بهش خاتمه بدم دو ستاي گلم اگر از من بدی دیدید حلالم کنید مواظب خود تون باشید همه تو نو دوست دارم خداحافظ مارال و پس ازرفتن تو لب من مرثيه ها مي خواند قلمم مي ميرد و فقط هرچي که بوده است ميان من و تو در دل دفتر من مي ماند صداي گريهام امشب بلندتر شده است ولي چه سود در او، گريه بي اثر شده است هميشه سهم دل من شكست و تهمت بود گمان كنم كه دوباره شكستهتر شده است چقدر فاصله بين من و نگاهت هست چقدر تلخ نگاه تو بيشتر شده است گمان كنم كه به گوشت رسيده از شب شهر و عاشقي كه براي تو در به در شده است ز پشت كلبهام انگار سايهاي رد شد نباشد آه دلم در تو كارگر شده است همان نگاه پر از اخم تو مرا كافي است كه قلب عاشقزار تو بي سپر شده است برس به داد نگاهم، نگو چگونه؟ چرا؟ صداي گريهام امشب بلندتر شده است
گفتی خداحافظ گفتم خداحافظ از پشت شیشه، تصویر این شهر، دلگیر همیشه
خداحافظی گریه دریک غروب خداحافظی رنگ دشت جنــوب خداحافظی دردیـک کـوله باره خداحافظی نـالـه یـک قـطـاره یه خط یادگاری رودیوارنوشتم دلوجا گذاشتـم بـریـدم گـذشتـم دوتاقطره اشک رو یک شیشه حیرون یکی گریه من یکی ماله بـارون چه غمگینه جاده چه بیرحمه رفتن جدامیشم ازتوجدامیشی از من یه قلب مسافر یه مرغ مهاجر بـایه دفـترازخــاطـرات قـدیمـی جـدا میـشه از لـحظـه های صمیمـی
+
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 10:27 توسط maral
|
کجا می روی ؟ کسی نیست ، با خودم حرف می زنم
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 21:7 توسط maral
|
من شکستم در خود
من نشستم در خویش
لیک هرگز نگذشتم از
که ز رگ های رنگین بسته ست کنون
بر دو سوی رود آسودن
باور کن نگذشتم از پل
غرق یکباره شدم
من فرو رفتم
در حرکت دستان تو
من فرو رفتم
در هر قدمت ، در میدان
من نگفتم به ذوالکتاف سلام
شانه ات بوسیدم
تا تو از این همه ناهمواری
به دیار پکی راه بری
که در آن یکسانی پیروزست
من شکستم در خود
من نشستم در خویش خسرو گلسرخی
+
نوشته شده در جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 12:6 توسط maral
|
خداحافظ گل لادن .تموم عاشقا باختن هنوز آوار تنهايي
داره مي باره از هر سو
+
نوشته شده در جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 9:36 توسط maral
|
شب
سیاه ، همانسان که مرگ هست
قلب امید
در بدرومات من شکست
سر گشته و برهنه
و بی خانمان ، چو باد
آن شب ،رمید
قلب من ، از سینه و فتاد
زار و علیل و کور
بر روی قطعه سنگ
سپیدی که آن طرف
در بیکران
دور
افتاده بود ،ساکت
و خاموش ، روی گور
گوری کج و عبوس و
تک افتاده و نزار
در سایه ی
سکوت رزی ، پیر و سوگوار
بی تاب و
ناتوان و پریشان و بی قرار
بر سر زدم
، گریستم ، از دست روزگار
گفتم که ای
تو را به خدا ،سایبان پیر
با من بگو
، بگو ! که خفته در این گور مرگبار ؟
کز درد تلخ
مرگ وی ، این قلب اشکبار
خود را در
این شب تنها و تار کشت ؟
پیر خمیده
پشت ؟
جانم به لب رسید
، بگو قبر کیست این ؟
یک قطره
خون چکید ، به دامانم از درخت
چون جرعه
ای شراب غم ، از دیدگان مست
فریاد بر
کشید : که ای فرد تیره بخت
بر سنگ سخت
گور نوشته است ، هر چه هست
بر سنگ سخت
گور
از بیکران
دور
با جوهر
سرشک
دستی نوشته
بود
آرامگاه
عشق
+
نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 10:35 توسط maral
|
دلم مي خواد يه چيزي رو بدوني ديگه نه عاشقي نه مهربوني منم ديگه تصميمم رو گرفتم اصلا نمي خوام كه پيشم بموني ديشب كه داشتم فكرام و مي كردم ديدم با تو تلف شده جووني يه جا يه جمله ي قشنگي ديدم عاشقو بايد از خودت بروني چه شعرايي من واسه تو نوشتم تو همه چيز بودي جز آسموني يادت مياد منتم رو كشيدي ؟ تا كه فقط بهت بدم نشوني ؟ يادت مي اد روي درخت نوشتي تا عمر داري براي من مي خوني ؟ يادت مياد حتي سلام من رو گفتي به هيچ كس نمي رسوني حالا بيار عكسامو تا تموم شه اگر كه وقت داري اگه مي توني نگو خجالت مي كشي مي دونم تو خيلي وقته ديگه مال اوني خوش باشي هر جا كه مي ري الهي واست تلافي نكنه زموني
+
نوشته شده در یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 10:8 توسط maral
|
+
نوشته شده در یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 9:40 توسط maral
|
+
نوشته شده در یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 9:31 توسط maral
|
سلام بچه ها این مطلب قبلی نمیدونم چه طور اومد توی وبلاگم هر کاری کردم نتونستم حذفش کنم نمیدونم چرا گزینه ی حذف نداره اگر میبینید چیز بی ربطیه ببخشید خوش باشید
+
نوشته شده در یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 9:10 توسط maral
|
درود اریایان عزیز : در این وب قصد ما رد یا پذیرفتن دیینی به عنوان دین برتر نیست و همچنین قصد مبارزه با دین اسلام را نداریم این مطلب قبل هم به استثنا ان هم به خاطر درخواست یکی از دوستان گذاشته شده است . خدانگهدار
+
نوشته شده در یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 8:17 توسط
|
|