X
تبلیغات
*** - خداحافظ برای همیشه

***

*در ره عشق که از سیل بلا نیست گذار*** کرده ام خاطر خود را به تمنای تو خوش*

خداحافظ برای همیشه

هر تولدی با یه مرگ همراهه و هر اومدنی یه رفتنی داره حالا هم موقع رفتن من رسیده با اینکه وبلاگمو زود به

زود اپ نميكردم ولی دیگه نمیتونم بیام و اپش کنم مجبورم بهش خاتمه بدم دو ستاي گلم اگر از من بدی دیدید حلالم

کنید مواظب خود تون باشید همه تو نو دوست دارم

خداحافظ

مارال



و پس ازرفتن تو لب من مرثيه ها مي خواند

قلمم مي ميرد

و فقط هرچي که بوده است ميان من و تو

در دل دفتر من مي ماند

صداي گريه‌ام امشب بلندتر شده است

ولي چه سود در او، گريه بي اثر شده است

هميشه سهم دل من شكست و تهمت بود

گمان كنم كه دوباره شكسته‌تر شده است

چقدر فاصله بين من و نگاهت هست

چقدر تلخ نگاه تو بيشتر شده است

گمان كنم كه به گوشت رسيده از شب شهر

و عاشقي كه براي تو در به در شده است

ز پشت كلبه‌ام انگار سايه‌اي رد شد

نباشد آه دلم در تو كارگر شده است

همان نگاه پر از اخم تو مرا كافي است

كه قلب عاشق‌زار تو بي سپر شده است

برس به داد نگاهم، نگو چگونه؟ چرا؟

صداي گريه‌ام امشب بلندتر شده است



گفتی خداحافظ گفتم خداحافظ

از پشت شیشه، تصویر این شهر، دلگیر همیشه


شهر غریب، دلهای غمگین، هوای بی تو، هوای سنگین

خونه ی بی تو، مثل یه زندون، حیف من و تو، حیف عشقمون

خونه ی بی تـــــــو مثل یه زندون حیف من و تو حیف عشقمون

حیف تو بود، حیف تو بود، ای گل من

عشق اگه بود، عشق تو بود، ای گل من

حیف تو بود، حیف تو بود، ای قلب من

...
آخر جاده عاشقی تنها شدم

گفتی خداحافظ .. گفتم خداحافظ

گفتی پشیمون، گفتم که هرگز

نفس بریده، دستای لرزون

اشک توی چشمام، حیف نگفتی بمون

غم یه عــاشـــق .. غم کمی نیست، چه فایده از اشـــک وقتی، وقتی کسی نیست

درد یه عاشق، درد کمی نیست، چه فایده از اشك، وقتی، وقتی کسی نیست

حیف تو بود، حیف تو بود، ای گل من، عشق اگه بود، عشق تو بود ای گل من

حیف تو بود، حیف تو بود، بر باد بری، مثل یه قصه ی کهنه شده از یاد بری

گفتی خداحافظ .. گفتم خداحافظ



خداحافظی گریه دریک غروب

خداحافظی رنگ دشت جنــوب

خداحافظی دردیـک کـوله باره

خداحافظی نـالـه یـک قـطـاره

یه خط یادگاری رودیوارنوشتم

دلوجا گذاشتـم بـریـدم گـذشتـم

دوتاقطره اشک رو یک شیشه حیرون

یکی گریه من یکی ماله بـارون

چه غمگینه جاده چه بیرحمه رفتن

جدامیشم ازتوجدامیشی از من

یه قلب مسافر یه مرغ مهاجر

بـایه دفـترازخــاطـرات قـدیمـی

جـدا میـشه از لـحظـه های صمیمـی

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 10:27  توسط  maral  |